ANITA
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی....

 

خدایا به هر کس که دوست میداری بیاموز که تابستان از زمستان گرم تر است
و به هر کس که بیشتر دوست میداری بفهمان که اودکلن کار حمام را نمیکند
.
.
.
وقتي مو توي غذا باشه ، فرقي نميكنه مژه ي دلبر باشه ، يا سيبيل اكبر
.
.
زندگی به تعداد لحظاتی که توش نفس می کشی نیست!
به تعداد لحظاتیه که توش نفست بند میاد!
.
.
نمی خواهم بعد از مرگم ؛ به احترامم یک دقیقه سکوت کنی ، اکنون که زبانت نیش دارد دهنت را ببند ...
.
.
مردی تو یك فروشگاه بزرگ به یه دختر زیبا میرسه و میگه: خانم, من زنمو اینجا گم كردم ناراحت نمی شید اگه کمی با شما صحبت كنم؟
دختر: چرا !؟؟ !!
مرد:چون هر بار كه با یه زن خوشگل صحبت می كنم زنم یهو پیداش می شه!!
.
.
وقتی قرار است آخرش همه کارها خراب شود چه فرقی می کند کی پَت باشد کی مَت ...
ارسال در تاريخ یک شنبه 1 آبان 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر
ارسال در تاريخ یک شنبه 1 آبان 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

 

داستان آموزنده: بزرگترین افتخار
پسر کوچولو به مادر خود گفت:مادر داری به کجا می روی؟
مادر گفت:عزیزم بازیگری معروف که از محبوبیت زیادی برخوردار است
به شهر ما آمده است.این طلایی ترین فرصتی است که می توانم
او را ببینم وبا او حرف بزنم،خیلی زود برمیگردم.


ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دو شنبه 25 مهر 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

 

وقتی برای اولین بار وارد این مکان می شویم شاید همان احساسی بهمان دست دهد که زمان تماشای فیلم یک شب با مردگان زنده یا تریلر مایکل جکسون حس کردیم. هیچ فیلم ترسناک یا حتی خانه جن زده ای نمی تواند با چنین مکانی رقابت کند؛ در اینجا مرده ها با لباس های معمولی خود و با میخ طویله به دیوار آویزان شده اند. مرده ها که بدن هایشان در حال فساد و تباهی است از بالا شما را می نگرند، گویی که قصد ربودنتان را دارند و می خواهند که شما هم به آنها بپیوندید.

دخمه ‌وحشتناک با 8 هزارجسد مومیایی ترسناک(+16)




ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ دو شنبه 25 مهر 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر
ارسال در تاريخ یک شنبه 24 مهر 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر
ارسال در تاريخ یک شنبه 24 مهر 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

یه روز صبح یه مریض به دکتر جراح مراجعه میکنه و از کمر درد شدید شکایت میکنه .
دکتره بعد از معاینه ازش میپرسه : خب، بگو ببینم واسه چی کمر درد گرفتی؟
مریض پاسخ میده: «من برای یک کلوپ شبانه کار میکنم. امروز صبح زودتر به خونه ام رفتم
و وقتی وارد آپارتمانم شدم، یه صداهایی از اتاق خواب شنیدم! وقتی وارد اتاق شدم،
فهمیدم که یکی با همسرم بوده!! دربالکن هم باز بود. من سریع دویدم طرف بالکن،
ولی کسی را اونجا ندیدم. وقتی پایین را نگاه کردم،
یه مرد را دیدم که میدوید و در همان حال داشت لباس میپوشید.
من یخچال را که روی بالکن بود گرفتم و پرتاب کردم به طرف اون!!
دلیل کمر دردم هم همین بلند کردن یخچاله.
مریض بعدی دکتر بهش میگه :، به نظر میرسید که تصادف بدی با یک ماشین داشته.
مریض قبلیِ من بد حال به نظر میرسید، ولی مثل اینکه حال شما خیلی بدتره!
بگو ببینم چه اتفاقی برات افتاده؟» مریض پاسخ میده:
«باید بدونید که من تا حالا بیکار بودم و امروز اولین روز کار جدیدم بود.
ولی من فراموش کرده بودم که ساعت را کوک کنم و برای همین هم نزدیک بود دیر کنم.
من سریع از خونه زدم بیرون و در همون حال هم داشتم لباسهام را میپوشیدم،شما باور نمیکنید؛
ولی یهو یه یخچال از بالا افتاد روی سر من!
وقتی مریض سوم میاد به نظر میرسه که حالش از دو مریض قبلی وخیمتره.
دکتره در حالی که شوکه شده بوده دوباره میپرسه «از کدوم جهنمی فرار کردی؟!»
خب، راستش توی یه یخچال بودم که یهو یه نفر اون را از طبقهء سوم پرتاب کرد پایین
 

ارسال در تاريخ یک شنبه 24 مهر 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

 

رفتم مغازه ميگم آقا مرگ موش ميخوام،پَــــ نَ پَـــــ 1
ميگه براي موش هاي خونتون ميخواين،
پَ نَ پَ ميخوايم بريزيم تو خورشتمون خوش رنگ شه !


رفتيم بليته کانادا بگيريم
زنه ميگه سياحتيه؟
ميگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ زيارتيه ميخوام برم امامزاده سيد ريچارد


سوار تاکسي شدم.يارو صداي ضبطشو تا ته زياد کرده بود.ميگم ميشه صداي ضبطتونو کم کنيد؟
ميگه اذييتتون ميکنه!
پـــــــَ نَ پــــــــَ گفتم کم کني اين يه تيکشو من بخونم ببيني صداي کدوممون بهتره!!!!


رفتم سر خاک خدا بيامرزي دارم خرما تارف مي کنم،
طرف برداشته ميگه فاتحه است ديگه نه؟
پـَـَـ نَ پـَـَـــ م خدا بيامرز زنده شده داريم جشن مي گيريم!



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ سه شنبه 19 مهر 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

0