ANITA
سلام بهونه قشنگ من برای زندگی....

پای راست جلو، دست راست عقب
 

بعد برعکس
 
پای چپ جلو و دست چپ عقب
 
گردن متناسب با دست ها کمی به چپ و راست متمایل شود

خوب

حالا بیا آآآآآآه، آه، آه، آه


ارسال در تاريخ پنج شنبه 2 تير 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

حرفهایی که دوست ندارید در اتاق عمل بشنوید:

• اووووووووووه !!! پس اشتباه بریدم!

• كسی ساعت مچی منو ندیده؟!

• دیشب تا دیر وقت مهمونی بودم. یادم نمی آد هیچوقت تو عمرم آن قدر ........ !

• وای! صفحه ی 47 دستورالعمل جراحیم پاره شده!

• منظورت چیه كه باید پای چپشو می بریدیم؟!
                                                                        دنباله در ادامه مطلب



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنج شنبه 2 تير 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

 

یه سوال؟
به نظرت محمد رضا پهلوی چند سکه مهر فرح دیبا کرد؟
اول حدس بزن بعد برو پایین....
....
....
....
....
....
.....
اعتماد به نفس داشته باش....
....
....
.....
....
....
....
عقدنامه محمد رضا شاه و فرح
صفحه چهارم عقدنامه رو نگاه کنید.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنج شنبه 2 تير 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

 

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

*

**

***

****

شیر دادن بچه ها

ارسال در تاريخ پنج شنبه 2 تير 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

پزشکان معمولا خاطرات جالبی از کار و بیمارانشان دارند.

علت جالب بودن این خاطرات یا بخاطر برخوردهای بانمکی است

که بیماران با پزشک یا بیماریشان می‌کنند

یا کمبود اطلاعات پزشکی است یا شاید وقوع بعضی اتفاقات

در فضایی که سایه مرگ و بیماری در آن وجود دارد خود به خود تبدیل به طنز می‌شود.
 



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ پنج شنبه 2 تير 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

 

دعا روی اسکناس

نوشته روی عکس :

السلام علیک یا سلطان ابراهیم یا امامزاده سلطان ابراهیم
اول سلامتی پدر و مادرم
دوم اینکه تربیت معلم سال اول یعنی سال 88 من و سارا قبول بشویم سال سوم متوسطه شاگرد اول شوم و معدل کتبی ام بالاتر از 18 باشد
آرزوی پدر و مادرم را که دوست دارند پسر داشته باشند برآورده کن
دعای کوثر را مستجاب کن
خاله فخری و الهام و عمه اکرم را خوشبخت کن ازدواج کنند
آرزوی محسن را بر آورده کن
مادرم را شفا بده
زندگی پدر و مادر بزرگم را سر و سامان بده
به مصطفی کمک کن که دانشگاه هر رشته ایی که می خواهد قبول شود
عاطفه فائزه و زینب در درس موفق باشند و در آینده کاره ایی شوند
یا سلطان ابراهیم دعاهای : دایی مالک -ابوذر -رسول سلطان مادر بزرگ و پدر بزرگهایم- زیبا -حکمت -علی- کرامت- ولی -صالح -مژگان -شیما- لیلا- اکرم- فرخنده -رعنا- مرضیه -مریم- زهرا- بصیر- مرضیه- صدیقه-- ساهره -بهاره- سیمین -صدرا -سیما -شمایل -صفیه -خاور- مینا- عمه شاه گلی کسری- فروزان -معصومه -عمومحسن- دایی صادق -هما- اکرم را هم مستجاب بفرما !!!!!!!!!!!!!!!!!!


پی نوشت : خدا رو صد هزار مرتبه شکر که اسکناس 1000 تومنی نبود !
 

ارسال در تاريخ پنج شنبه 2 تير 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

 

خبرنامه دانشجویان ایران: وبلاگ"پسرك چوپان "در آخرين مطلب خود نوشت:

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت :

ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ... گه می خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...

ارسال در تاريخ پنج شنبه 2 تير 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

 

مادرم همیشه از من می‌پرسید: مهمترین عضو بدنت چیست؟
طی سال‌های متمادی، با توجه به دیدگاه و شناختی که از دنیای پیرامونم کسب می‌کردم، پاسخی را حدس می‌زدم و با خودم فکر می‌کردم که باید پاسخ صحیح باشد.

وقتی کوچکتر بودم، با خودم فکر کردم که صدا و اصوات برای ما انسان‌ها بسیار اهمیت دارند، بنابراین در پاسخ سوال مادرم می‌گفتم: مادر، گوش‌هایم.



ادامه مطلب...
ارسال در تاريخ یک شنبه 29 خرداد 1390برچسب:, توسط محمدرضاعالیقدر

0