ی روز ی ترکــــه
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
زیره خــــروار خــــروار آوار گیر کرده بود....
به خون نیاز داشت...
به آب به غذا ....
ولی من هیچ کاری نمیتونستم بکنم....
هموطــــن شرمنـــده...
.
زیره خــــروار خــــروار آوار گیر کرده بود....
به خون نیاز داشت...
به آب به غذا ....
ولی من هیچ کاری نمیتونستم بکنم....
هموطــــن شرمنـــده...

